محمد باقر ملكيان

63

علوم قرآن در تفسير الميزان و آثار علامه طباطبايى ( قده ) ( فارسى )

اين‌كه به سد جوعشان كافى باشد ، دختران را زنده به گور كنند ، و فرزندان خود را بكشند ، و به پدران خود فخر نموده ، مادران را همسر خود سازند ، و به فسق و فجور افتخار نموده ، علم را مذمت ، و جهل را حمايت كنند ، و در عين پلنگ دماغى و حميت دروغين خود ، توسرىخور هررهگذر باشند ، روزى يمنىها استعمارشان كنند ، روز ديگر زير يوغ حبشه درآيند ، روزى برده دسته جمعى روم شوند ، روز ديگر فرمانبر بىقيدوشرط فارس شوند ؟ آيا از چنين محيطى ممكن است چنين قانون‌گذارى برخيزد ؟ و آيا هيچ عاقلى به خود جرأت مىدهد كه كتابى بياورد ، و ادعاء كند كه اين كتاب هدايت تمامى عالميان ، از بىسواد و دانشمند و از زن و مرد و از معاصرين من و آيندگان ، تا آخر روزگار است ، و آن‌گاه در آن اخبارى غيبى از گذشته و آينده ، و از امت‌هاى گذشته و آينده ، نه يكى ، و نه دو تا ، آن هم در بابهاى مختلف ، و داستان‌هاى گوناگون قرار داده باشد ، كه هيچ‌يك از اين معارف با ديگرى مخالفت نداشته ، و از راستى و درستى هم بىبهره نباشد ، هر قسمتش قسمت‌هاى ديگر را تصديق كند ؟ ! و آيا يك انسان كه خود يكى از اجزاء عالم ماده و طبيعت است ، و مانند تمامى موجودات عالم محكوم به تحول و تكامل است ، مىتواند در تمامى شؤون عالم بشرى دخل‌وتصرف نموده ، قوانين ، و علوم ، و معارف ، و احكام ، و مواعظ ، و امثال ، و داستان‌هايى در خصوص كوچكترين و بزرگترين شؤون بشرى به دنيا عرضه كند ، كه با تحول و تكامل بشر متحول نشود ، و از بشر عقب نماند ؟ و حال و وضع خود آن قوانين هم از جهت كمال و نقص مختلف نشود ، با اين‌كه آنچه عرضه كرده ، به تدريج عرضه كرده باشد و در آن پاره‌اى